به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكنی
اگر بردهی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی
�
اگر روزمر�`گی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،
دوری كنی
. .. .،
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را
عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگيات
ورای مصلحتانديشی بروی
. . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 0:42 توسط فیروز
|
یاران و یاوران حضرت رحمن در سراسر عالم ملاحظه فرمایند
دوستان عزیز و محبوب،
نوروز فرخندۀ امسال مصادف با صدمین سالروز یکی از برجسته ترین وقایع عصر
رسولی دور بهائی یعنی استقرار عرش مطهّر حضرت ربّ اعلی به دست حضرت
عبدالبهاء در آرامگاه ابدی خود در کوه مقدّس کرمل است. در اهمّیّت این
رویداد، کلمات درّیات ذیل از یراعۀ مرکز میثاق صادر گردیده که میفرمایند
قوله الاحلی: «بشارت کبری اينکه هيكل مطهّر منوّر مقدّس حضرت اعلی روحی له
الفدآء بعد از آنکه شصت سال از تسلّط اعدا و خوف از اهل بغضا همواره از
جایی به جایی نقل شد و ابداً سکون و قرار نيافت به فضل جمال ابهی در يوم
نيروز در نهايت احتفال با کمال جلال و جمال در جبل کرمل در مقام اعلی در
صندوق مقدّس استقرار يافت».
در این روز فیروز، به یادبود این پیروزی بزرگ اعضای بیت العدل
اعظم به همراه اعضای دارالتّبلیغ بین المللی به نیابت از طرف بهائیان
عالم، در مقام اعلی به دعا و نیایش پرداخته شکر و سپاس خود را از صون و
حمایت مستمرّ پروردگار از امر مبارک بجا آوردند و قلوبشان در نهایت تذکّر
و تبتّل از یادآوری خاطرۀ فراموش نشدنی که از مرکز میثاق برای آیندگان به
یادگار مانده به اهتزاز در آمد، لحظه ای که صد سال پیش در چنین روزی آن
هیکل انور پس از آنکه با دستهای مبارک آن ودیعۀ بیهمتا را در مقرّ ابدی
خود قرار دادند، جبین مبارک را بر کنار صندوق عرش مطهّر نهاده «با صدای
بلند شروع به گريه نمودند به طوری که حاضرين از تأثّرات و احزان قلبيّهء
هيكل اطهر به ناله و حنين در آمدند.» همچنین موانع و مشکلات عدیده ای را
که حضرت عبدالبهاء برای ساختن این بنای مقدّس با آن رو به رو بودند و نیز
رضایت خاطر بیحدّ آن حضرت را از تحقّق یکی از اهداف اصلی دورۀ میثاق، به
خاطر آوردند.
یک قرن پیش، مقارن این ایّام، امر مبارک دورانی از بحران های
شدید را پشت سر میگذاشت، دورانی که طیّ آن مسجونیّت حضرت عبدالبهاء به دست
دشمنان دیرینۀ آن حضرت در امپراطوری عثمانی تجدید شده بود، ناقضین عهد و
میثاق بر ضدّ وحدت امر الله حملاتی شدید نموده بودند و فوران تضییقات
وارده بر احبّای جانفشان ایران موج جدیدی از جانبازی و شهادت را به همراه
آورده بود. در عین حال پیروزی های عظیم و خیره کننده برای آینده ای نزدیک
بعد از این دوران پربحران در لوح جلی ثبت شده بود. مقدّر بود که مسافرت
های پرمشقّت و سرنوشت ساز حضرت عبدالبهاء به غرب قوای روحانی بی حدّ و
حصری را در عالم منتشر سازد و موجب پیشرفت بی نظیر امر الهی در قارّات
امریکا و اروپا که به قدوم مبارک مشرّف شده بود گردد، فرامین تبلیغی آن
حضرت موجب آغاز فرایندهایی گردد که در میقات معیّن به تحوّل روحانی تمامی
کرۀ زمین انجامد و الواح وصایای حضرت عبدالبهاء اساس نظمی جهان آرا را در
آینده تأسیس نماید.
اکنون بار دیگر امر الهی با دشمنانی ظالم و لجوج رو به رو است که
بیهوده در تلاشند تا امر مبارک را در زادگاهش ریشه کن کنند. امّا این
مخالفت ها در جهانی صورت میگیرد که با جهان صد سال پیش که در آن امر الهی
اساساً ناشناخته و مدافعانش اندک بود بسیار متفاوت است. امروز پیروان جمال
قدم در سراسر عالم به دادخواهی برخاسته اند و با سلوک و کردار خویش بر بی
اساس بودن اتّهامات وارده بر خواهران و برادران ایرانی خود شهادت میدهند.
در این دادخواهی، مردم منصف و عدالت پیشه از همۀ طبقات، از جمله هزاران
ایرانی آزاده که از نقض حقوق اوّلیّۀ انسانی هموطنان بهائی خود ابراز
نگرانی میکنند، به آنها پیوسته اند.
جانفشانی های حضرت ربّ اعلی و مؤمنین اوّلیّۀ امر مبارک اکنون
ثمرات فراوان خود را به ظهور میرساند. پیروان اسم اعظم در سراسر عالم
منابع موجود خویش را در مشروعی عظیم و منسجم تجهیز نموده اند تا دریاق
شفابخش تعالیم الهی را به جمیع نوع انسان برسانند. پیشرفت های شکوهمند قرن
گذشته نمایانگر قدرت شکست ناپذیری است که در امر مبارک به ودیعه نهاده شده
و نشانۀ بارزی از برای حصول نهایی وحدت عالم انسانی است.
[امضا: بیت العدل اعظم]
+
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 11:23 توسط فیروز
|
حتما
تاکنون خبر اخراج نه نفر دانشجوی بهایی از دانشگاه شهید باهنر کرمان را
شنیدهاید. به نظرم این خبر یکی از سریعترین اخباری بود که در جامعهی
بهایی منتشر میشد. البته این سرعت بالای انتشار را مدیون دنیای مجازی
اینترنت هستیم. درست یک هفته از تاسوعا و عاشورای حسینی میگذرد که این
نقض حقوق بشر صورت میگیرد. سه شنبه و چهارشنبهی گذشته بود که رادیو و
تلویزیون، کوچه و خیابون، شهر و بیابون، همگی یک سر سیاهپوش شده بودند.
البته هنوز هم هستند. چه نوحه خوانیها و مداحیها که نکردند. چه زنجیرها
که نزدند. چه نذریها که ندادند. از شجاعتهای اصحاب کربلا چه حکایاتی
نگفتند. از رذایل و پلیدیهای یزیدیان که دیگر هیچ. بگذریم.
نه تن از دانشجویان بهایی شهر کرمان در یک رویه غیر قانونی از تحصیل محروم شدند.
روزجاری مورخه 25 دیماه ، 9 تن از دانشجویان
بهایی که در طی دو سال گذشته با مشکلات فراوان موفق به ورود به دانشگاه و
تحصیل در دانشکده های مختلف دانشگاه شهید باهنر کرمان شده بودن ، به دلایل
نامعلوم و به گفته معاون این دانشگاه به دستور سازمان سنجش آموزش کشور
سایت تحصیلی آنان بسته شده و از انتخاب واحد وثبت نام برای ترم آینده
ممنوع شدند.
بینا ممتازی ، سپهر قدرت ،
مهنوش دهقان ، غزل صادقی ، دانیال مطهری ، لوا باغی ، نیلوفر کنعانی ،
نسیم معطر ، آرمان روشنی ، 9 دانشجوی مورد اشاره می باشند که اعتراض آنان
در خصوص محروم شدن بی دلیل به نتیجه نرسید.
گفته
میشود یکی از مسئولان حراست دانشگاه مذکور در پاسخ به اعتراض دانشجویان
مورد اشاره و درخواست آنان در خصوص دراختیار داشتن حکم اخراج صادره عنوان
نموده است : "دستور داده شده که هیچ مدرکی دال بر اخراج به شما ندهیم تا
در مجامع بین المللی علیه جمهوری اسلامی استفاده نکنید "
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 23:46 توسط فیروز
|
ای دوست عبدالبهاء قدری در بلایای اولیاء سلف نظر نما حضرت سیّدالشّهداء روحی
لشهادَتِهِ الفدا در دشت کربلا در دست اعداء محصور گشته حتّی آب گوارا را مضایقه
داشتند. حنجر مبارک به خنجر ظلم بریده شد و جسدهای مطهّر به خاک و خون آلوده گشت.
سرهای بلند زینت رماح شد و نفوس مقدّسی به تیغ جفا ریز ریز گردید اموال به تاراج
رفت و ارواح به معراج شتافت. مخدّرات بی تقصیر اسیر عشائر و اقوام شد و اطفال معصوم
پایمال سُمّ ستوران گشت. ولی عاقبت این موهبت بود که آن حضرت به آن موفّق گردید و
این نحوست ابدی بود که یزید در آن مستغرق گردید. پس معلوم شد که بلا در سبیل الهی
عین عطا است و عذاب عذب فُرات و عَلَیکَ التَّحیَّهُ وَ الثّناء.
ع ع
با عرض تسلیت به مناسبت تاسوعا و عاشورای حسینی، بر آن شدم تا زیارت نامه ی آن حضرت را که از قلم حضرت بهاءالله نازل گشته در اختیار عاشقان راه حقیقت و آزادگی قرار دهم.
برای مشاهده ی زیارت نامه ی حضرت سید الشهداء به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید
و در صورت تمایل به دانلود فایل وورد آن از لینک زیر اقدام نمایید:
همه مأمور جدائی شده اند دیده بانی و یکی برج بلند سیم ها بر سر سیم نرده ها کهنه و افتاده به خاک سیم ها لخت و فقیر سیم ها خسته و پیر پایه ها زیر فشار، و شده از جان سیر پایه ای خم شده است که تحمل بکند پیکر سیم سیم ها پر خس و خار و شیاری به سر و صورت خاک و خطوطی مبهم همه در کار جدائی ساعی!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 0:19 توسط فیروز
|
کور شو تا جمالم بینی و کر شو تا لحن و صوت ملیحم را شنوی و جاهل شو تا از علمم نصیب بری و فقیر شو تا از بحر غنای لایزالم، قسمت بی زوال برداری. کور شو یعنی از مشاهده ی غیر جمال من و کر شو یعنی از استماع کلام غیر من و جاهل شو یعنی از سوای علم من تا با چشم پاک و دل طیّب و گوش لطیف، به ساحت قدسم در آئی.
+
نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 0:2 توسط فیروز
|
از تو تا رفرف امتناع قرب و سدره ی ارتفاع عشق قدمی فاصله. قدم اول بردار و قدم دیگر، در عالم قدم گذار و در سرادق خلد وارد شو. پس بشنو آنچه از قلم عزّ، نزول یافت.
+
نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 0:44 توسط فیروز
|
کدام عاشق که جز در وطن معشوق محل گیرد؟ و کدام طالب که بی مطلوب راحت جوید؟ عاشق صادق را حیات در وصال است و موت در فراق. صدرشان از صبر، خالی و قلوبشان از اصطبار، مقدس. از صد هزار جان در گذرند و به کوی جانان شتابند.
+
نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 0:10 توسط فیروز
|
هر طیری را نظر بر آشیان است و هر بلبلی را مقصود، جمال گل. مگر طیور افئده عباد، که به تراب فانی قانع شده، از آشیان باقی دور مانده اند و به گِلهای بُعد توجه نموده، از گُلهای قرب، محروم گشته اند. زهی حیرت و حسرت و افسوس و دریغ که به ابریقی، از امواج بحر رفیق اعلی گذشته اند و از افق ابهی، دور مانده اند.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:50 توسط فیروز
|
جز در گلبن معانی جای مگزین و ای هدهد سلیمان عشق، جز در سبای جانان، وطن مگیر و ای عنقای بقاء جز در قاف وفا محل مپذیر. این است مکان تو اگر به لامکان، به پر جان، برپری و آهنگ مقام خود، رایگان نمائی.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:46 توسط فیروز
|
بنام خداوند يکتا ايّامی که در کتب الهيّه از قبل
مسطور بود ظاهر و مشهود و صبح ظهور از افق اراده روشن و منير و بحر علم
ربّانی که طراز الواح آسمانی بود در امکان به کمال ظهور موّاج و باهر و
آفتاب حکمت و معانی از مطلع مشيّت سبحانی مشرق و لائح ولکن قلوب را حجبات
منع نموده و ابصار را رَمَد هواهای نفسانيّه از مشاهده محروم ساخته ،
چنانچه مشاهده می شود با اين که ندای الهی در کلّ حين مرتفع است ناس ممنوع
و پژمرده
حضرت بهاءالله
آیات الهی جلد 2 صفحه 198
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:43 توسط فیروز
|
انسان به مثابه شجر است ، اگر باثمار مزیّن گشت لایق
مدح و ثنا بوده و هست والا شجر بی ثمر قابل نار است . اثمار سدره انسانی
بسیار لطیف و پسندیده و محبوب. اخلاق مرضیّه و اعمال حسنه و اشجار ظاهره
در هر سنه ظاهر و مشهود ولکن ربیع اشجار انسانیّه ایّام ظهور حقّ جلّ
جلاله بوده . اگر در این ربیع الهی سدرهای وجود باثمار مذکوره مزیّن شوند
البتّه انوار آفتاب عدل ، من علی الارض را احاطه نماید و کلّ خود را فارغ
و مستریح در ظلّ حضرت مقصود مشاهده کنند
حضرت بهاءالله
آیات الهی جلد 1 صفحه 33
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:39 توسط فیروز
|
·حدود 150 سال قبل حضرت بهاءالله در ایران ظهور نمود و تمام حیات خود
را صرف تربیت و ترقی مردم فرمود .
وحدت عالم انسانی را به بشریت اعلان فرمود و به مردم تعلیم داد که همه
ی مخلوقات را خداوند بخشنده و مهربان خلق نموده و نشو و نما داده است و تعالیمی از
قبیل تساوی حقوق زن و مرد ، ترک تعصبات ، توافق دین و علم و تربیت عمومی را ترویج
فرمود .
·پادشاهان شرق و علمای ایران بر علیه آن حضرت قیام نمودند زیرا تعالیم
آن حضرت را مغایر منافع شخصی خود می دانستند .
حضرت بهاءالله مورد آزار و استهزاء قرار گرفتند و به زندان افتادند .
املاک و اموالشان در ایران غصب شد و از آنجا به بغداد و اسلامبول و
ادرنه و نهایتا به سجن عکا سرگون شدند .
·در میان این مصائب و بلایا همیشه خوشحال و مسرور بودند .
دشمنان نهایت سعی خود را نمودند تا از عظمت آن حضرت بکاهند ولی شهرت
ایشان روز به روز بیشتر می شد .
دشمنان از جمیع جهات هجوم نمودند ولی ایشان هیچ اقدامی برای دفاع از
خود نکردند بلکه بالعکس در نهایت قوت و قدرت روحانی در جمیع احیان مقابل مردم
نمایان بودند .
·در دوران زندگانی خود همیشه فعال بودند و نیروی ایشان نامحدود بود .
به ندرت شبی را در بستر راحت به سر بردند .
آن حضرت تحمل عذابها و مشقتهای شدیده نمودند تا مفهوم خدمت و محویت و
فنا در عالم انسان آشکار شود ، صلح عمومی تأسیس شود ، ایمان انسان تقویت یابد ،
عقل و فهم انسان به اعلی درجات پیشرفت کند و انسان انعکاسی از صورت و مثال خدا شود
.
حضرت بهاءالله حقیقتا مظهر خدا و مربی کلی عالم انسانی بودند .
نصوص :
·« قد ظَهَرَ الانَ الحقيقتُه الازليََةُ . قد اَضائَت
بِظهورِها کُلُّ الافاقِ »
مضمون بیان مبارک به فارسی چنین است :
( حقیقت ازلیه در این زمان ظاهر گردیده و به ظهور آن همه آفاق روشن
شده است .)
+
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 20:15 توسط فیروز
|
درباره
به نام گوینده ی توانا ای دوست ، در روضه قلب جز گل عشق مکار و از ذیل بلبل حب و شوق دست مدار . مصاحبت ابرار را غنیمت دان و از مرافقت اشرار دست و دل هر دو بردار .
فیروز هستم. دانشجوی زیست شناسی. عاشق کارهای هنری و فرهنگی از قبیل وبلاگ نویسی، روزنامه نگاری، کارگردانی و فیلمنامه نویسی و آهنگ سازی و هر کاری که فکرش رو بکنید. علاقه ی بسیاری به طنز دارم. هر چند تو وبلاگم اصلا طنز ندارم. در ضمن چندین سال است که ویولن کار می کنم اما به پیانو نیز بسیار علاقه دارم. اگه دوست دارید با افکار و عقایدم بیشتر آشنا بشید من رو تو یاهومسنجر اد کنید. Yahoo ID: firoozabady موفق و پیروز باشید